۱۳۸۷ تیر ۷, جمعه

گفتم یارب

گفتم يارب
به نام حضرت دوست، که هر چه بر سر ما مي رود عنايت اوست
همه عمر بر ندارم سر از اين خمار مستي که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
گفتم يارب: خسته دنيا شدمگفت: صبور باشگفتم يارب: من اين قفسو نمي خوامگفت: مگر نمي خواي عاشق باشيگفتم يارب: قفس كجا، عشق كجاگفت: درس عشق است اين دنياگفت: وقتي عاشق واقعي شدي بياگفتم يارب: با دل بيقرار چكنمگفت: اول قدم عشق صبوري، صبوريگفتم يارب: عشق زميني نمي خوام، تورو مي خوامگفت: اول قدم عشق، عشق زمينيستگفتم يارب: دنيا خيلي آلوده شده، آدمها سنگي شدنگفت: تو برو من هنوز اميدوارم

هیچ نظری موجود نیست: